کلبه آرامش

متن مرتبط با «رفت» در سایت کلبه آرامش نوشته شده است

رفت

  • نیلوبلاگ

    باز دل دادی ای دلِ بیچاره؛ باز هم اشتباه چرا می لرزی درون سینه اَم با هر نگاه رفت و گفت بر نمی گردد دوباره پیشِ من گفت و رفت اما نگفت چرا؛ به کدامین گناه رفت و رفت خورشیدِ روزگارِ من خزان شد با رفتنش بهار من کاش فقط می دانست که دوستش داشتم پر پر نمی کرد لاله ای را که در قلبم کاشتم باغی از یاس و نرگس آراسته بودم دیوانی از شعر و غزل سروده بودم رنگین کمان را به خانه نشانده بودم بلبل عشق را به رهایی رسانده بودم اما... عشق و شعر و شکوه دلم را ندید آمد و گفت و رفت و عشقم را ندید دیوار و سقف بود ولی خانه خانه نبود خانه ای که با عطر نگاهش ویرانه نبود دیدی ای دل ساده م...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    رفتم که رفتم | رفتی و ندیدی | رفتم که رفتم مرضیه | رفتار شناسی |