شعر های - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:39
سلام...خواستم شعر بذارم...یهو به ذهنم یه چیز جدید رسید....دوستای گلم عنوان و شعر های پست بعدی از شما...شده یک دو بیتی از خودتون برام بفرستین(البته به صورت خصوصی که بتونم به جز نظرات تون اونا رو توی پست بعدیم بزارم) یا یک شعر یا دلنوشته کوتاه که به چشمتون قشنگ بوده...با ذکر اسم تون و آدرس وب تون توی ...
بهشت روی زمین... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 12:09
بی وقفه گره دارد زندگی...اما ترسی نیست...اگر گره ها بدانند دنیای من رضا دارد... پروردگارا!!!به حق رئوف آل محمد؛ از تقصیر هایمان چشم بپوشان...بیماران رخت عافیت بپوشان و اسیران را آزاد بگردان...آمین یا رب العالمین... میلاد با سعادت امام رضا(ع)؛ تبریک و تهنیت باد
روز دختر - تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 19:55
سلام به همه دوستان عزیزم.کلبه آرامش جایی واسه از عشق گفتنه. جایی واسه دوباره عاشق شدنه. جایی که دوباره بفهمیم عشق و عاشقی مقام و قدرش چقدر بالاست.به کلبه آرامش؛ خوش آمدید.ممنونم از اینکه کنارم هستین
خیال - تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 19:55
رفتی و با رفتنت این حال، بی حال بود خوب فهمیدم که باز دیدنت محال بودپاسخ کدام گناه من بود رفتن تو؟؟؟ تمام آن عاشقانه ها انگار ... خیال بود پای در جاده نهادی و ریخت دلم آرزوهایم را به بند باد آویخت دلم زود سیر شدی از من و تمام من رفتی و شدی دلیل همه اوهام من خیال بود اما هر چه بود خوب بود تا وقتی که
میانِ راه - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:49
دل گرفت و....گریست اما عیبی ندارد... او که بود... دیگر نیست، عیبی ندارد.... او که جز من به آغوشی عادت نداشت...در آغوش.... آه... در آغوش دیگریست...عیبی ندارد... میان راه، تَرسم از این بود، تنها بمانم... این خودِ تنهاییست...عیبی ندارد... تو بخند؛ چه با من و چه به من... حقم نیست...عیبی ندارد... عیبی ند
ماه رمضان - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 14:56
آمد ماهِ مهربانی و میهمانی... آمد ماهی که از عسل شیرین تر است... آمد ماهی که درد دردمندان را چاره ای کند آن مهربان ترین مهربانان.... پروردگارا؛ سعادت دِه تا بجوییم کَرم و مهربانی ات را... در آغوش مان بگیر ای بخشنده و ستار و العیوب... التماس دعا برچسبها: ماه رمضان
تنهایی - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 14:56
خبر آمد زِ آمدنت، ریشه کرد انتظار چَشم ها باز شدند؛ دل شد اما بی قراررفتنت سوزاند اشکهایم را؛ خون گریستم بس است گریه، خنده می خواهم در این بهار تو رفتی و تازه فهمیدم تو را با نبودنت خوب دیدم تو را از هر چه بود دل بریدم دوری ات را به جان خریدم عقل خواب بود و جان در عذاب نفهمیدم تو دریایی و نه سراب آ
سایت - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 14:56
به حمد خدا و تلاش خودم و صد البته شما دوستان و همراهان عزیز؛ سایت شخصی من هم از امروز و با شروع ماه مبارک رمضان افتتاح شد... اصلا قرار نیست ذره ای از مطالب و یا کار کلبه آرامش کم یا متوقف بشه... چون اینجا پاتوق خودمونی و محرمانه ماست. اما سایت من یه فلسفه دیگه ای داره... ازتون خواهش می کنم که همونطو
معرفی کتاب - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
چند بار در چند هفته پیش در اتوبوس و مترو... این کتاب رو دست جوونهای هم سن و سال خودم دیدم... به نظرم جالب اومد که چندین نفر یک انتخاب مشترک داشته باشند...کنجکاو شدم و تصمیم گرفتم نگاهی به این کتاب بندازم... به نظرم یکی از زیبا ترین کتابهای رُمان معمایی هستش که یک جورایی میشه اونرو با کتابهای آگاتا ک
به خدا رسیده ام - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
ای که رفتی از بَرم؛ من به کُجا رسیده اَم از چه می ترسانی اَم؛ به انتها رسیده اَمای که دور از منی، با دوریِ تو ساخته اَم من از خلق جدا و به خدا رسیده اَم هر چه دادم از کَف، از تو سِتانَم باز من از دوریِ تو، به گریه ها رسیده اَم هر چه تو خواندی اَش معجزهِ عشق من بی تو به عشق؛ بی ادعا رسیده اَم از سراب
با تو ام... - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
نمی شود عاشق بود و پای عشق که به میان آمد؛ ساکت نشست... عشق یعنی تلاش برای رسیدن به وصال یار...این بار هم می خواهم ثابت شود که عاشقم.... برای دانلود ترانه با توام؛ ترانه تیتراژ سریال هشت و نیم دقیقه اینجاxa0 کلیک کنید. xa0 رای کلبه آرامش برچسبها: سه ستاره
هجران - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
از میان گُل های این باغ، تو را چیدم لا به لای گُلبرگ های سُرخ، تو را دیدمگذاشتم تو را روی چشم، عزیز تر از جان میان هر لبانِ خُشکم، تو را بوسیدم تو ای گُل تن و گُل پوشِ من باز بخند و با خنده اَت ببر هوشِ من من که نیستم خریدار نازی جز تو دل داده ام که شاید دل بدزدم از تو تو ای نازک دل با احساس من سرخ
سال نو مبارک - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
بهار آمد تا فراموش نشود داغی تب دار عشق اردیبهشت.... بهار آمد تا تحویل دهد رویش لاله ها را.... تا تحویل دهد مهربانی و عشق جاودان را...بهارتان مباک اهالی کلبه آرامش برچسبها: سال نو
نوش لبانت - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
من جز به آغوشِ تو به جایی عادت ندارم من گذشته از خزان و مشتاق بهارم من تَرکِ خود کرده اَم؛ تَرکِ دیار تا رسیدن به وصال تو؛ بی قرار بی قرارم ای که نوش لبانت از عسل شیرین تر ای که نور نگاهت از آسمان رنگین تر مرا پناه بده در عُمقِ نگاهت بگذار جان دهم جانا در راهت مرا عاشق کرده ای و چاره ای دیگر نیست ا
اردیبهشت - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
اردیبهشت... برای من؛ زیباترین نامی میان روزهای زندگی اَم...با تو شناختم دنیا را... با تو عشق آغاز شد... با تو رنگ آسمان آبی و دشت به سُرخی لاله شد... اُردی به عشق باید بهشتی باشد... اگر باشد؛ می خوانند او را.... اُردیبهشت.... اُردیبهشت ماه تولدمه...اما امسال ماه دروازه آرزوهای من هم هست... امسال هم
نازِ اُردیبهشت - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
سرآغازِ عاشقی بود نگاه گرم و مهربانت چه طعمی داشت؛ شیرینیِ خوبِ لبانتآغوشِ تو؛ جامه ای از یاس و از پَر بود از زمین کَنده و غرق بودم در موج دستانت همچو گرمی آرام و نازِ اُردیبهشت خالق هم تقدیرت را به نام من نوشت از کُنجِ لانه غَم؛ پروانه شدم باز پر کشیدم به سویت به شوق پرواز تو مقصد عشقی؛ خانه امید
میلاد امام زمان(عج) - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
عصر يك جمعه دلگير، دلم گفت: بگويم، بنويسم كه چرا عشق به انسان نرسيدست، چرا آب به انسان نرسيدست، و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد، بنويسد كه هنوزم كه هنوز است، چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيدست و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست عصر اين جمعه دلگير، وجود تو كنا...
ترانه ... - تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 8:40
قصه همینه؛ همینه روزگارxa0xa0xa0 ....xa0xa0xa0xa0 یکی میره و یکی میمونه چشم انتظاریکی مثه من پای عشق می مونه .....xa0xa0 یکی میره و یکی تنها می مونه تو پای دلِ من، غُصه هاتو دادی ...xa0 من پایِ دلِ تو رویامو دادم چی شد ندیدی حتی یه لحظه .... که من چجوری برات دُنیامو دادم xa0 گُذشتی و ندیدی گریه های ...
رفت - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:48
باز دل دادی ای دلِ بیچاره؛ باز هم اشتباه چرا می لرزی درون سینه اَم با هر نگاه رفت و گفت بر نمی گردد دوباره پیشِ من گفت و رفت اما نگفت چرا؛ به کدامین گناه xa0 رفت و رفت خورشیدِ روزگارِ من خزان شد با رفتنش بهار من کاش فقط می دانست که دوستش داشتم پر پر نمی کرد لاله ای را که در قلبم کاشتم باغی از یاس و ...
قدر ناشناس - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:32
گویند به کامِ عاشقان است جهان چرا نمی گذرد برایم بی تو این زمان ثانیه ها تکرارِ واژهِ درد هایِ بی تو اَند کاش بگرید مثل من؛ تمامِ این آسمان تو بودی و من بودم قدر ناشناس کاش نبودم اینقدر بی احساس بی تو برایم خورشید در سایه است غم به جایِ تو با من همسایه است این روزها حالِ من هم مثل پاییز شده روزم مثل...

برچسب‌های مرتبط

رفتم که رفتم | رفتی و ندیدی | رفتم که رفتم مرضیه | رفتار شناسی | قدر ناشناسی | قدر ناشناس | شعر قدرشناسی | جملات قدر ناشناسی | شوهر قدر ناشناس | قدر ناشناسي